تبليغاتX
Welcome
 
Welcome
 
 
 

آزاد تبریز- امروزه دنیا در تکاپویی جدی است برای بازیافت فرهنگ ها و هویت های فراموش شده تاریخ و عجبا که میهن من در تکاپویی جدی است برای سپردن هویت ها و فرهنگ ها و زبان های قومی به دست باد فراموشی.

امروزه در آفریقا کیبوردهای کامپیوترها را تغییر می دهند تا ۱۳۰ زبان فراموش شده و هویت به یغما برده شده را بازستانند و باز عجبا که دولتمردان این قاره پهناور دست به چنین کار سترگی می زنند و از هیچ امکان مادی و معنوی دریغ نمی ورزند. در تمام کشورهای جهان اول این حق به تمامی انسان هایی که به هر صورت و با هر دلیلی بدانجا مهاجرت کرده اند به رسمیت شناخته می شود و از هیچ حمایتی دریغ داشته نمی شوند، اما در میهن من آنان که دنبال نخستین حقوق خود هستند مهر ورزیده می شوند! با چماق و تو سری و تو دهنی و ای کاش می دانست آن که چنین می کند و ای کاش می فهمید که چماق را بر سر خو می زند و تو دهنی را بر دهن خود.

ما کجاییم و جهان کجاست؟

ملت بزرگ آذربایجان هرگز فراموش نخواهند کرد تابستان تلخ و زمستان زمخت سرکوب و زندان و شکنجه را و ای کاش ملت بزرگ ایران با این خواسته به حق و انسانی ملل بزرگ ترک و کرد و بلوچ همراه بود، نه این که بر آنها باشد.

حاکمیت تفرقه می اندازد و  حکومت می کند و عجبا که ملت هم دامنی می زند بر این تفرقه و بر این نکبت ساختگی حاکمان دجال ایران. باور نمی کنید گوشی های موبایل خود را روشن کنید و به اس ام اس هایتان رجوعی دوباره داشته باشید، باور نمی کنید به ایمیلهای خود نگاهی دوباره بیندازید، باور نمی کنید به دوست بغل دستیتان بگوئید برایتان جکی تعریف کند، باز باورتان نشده به سایتهای خبری فارسی زبان داخل و خارج ایران مراجعه کرده و مقایسه ای کنید تعداد و کیفیت اخبار مربوط به زندانیاین سیاسی و فعالان حقوق زنان و فعالان کارگری را با فعالان قومی ایران.

نه اشتباه نکنید که من علیه هیچکدام نیستم و خود با همه اینان همراه و همدلم اما سوالم اینجاست کجای دنیا را سراغ دارید که مردمش اجازه نداشته باشند برای فرزندشان نامی را انتخاب کنند که به زبان مادریش باشد، کجای دنیا را می شناسید که نیمی از جمعیتش به زبانی دگر سخن گوید اما روزنامه و تلویزیون و کتابی بدان زبان نداشته باشد، کجای دنیا را سراغ دارید که مغازه داری اجازه انتخاب نامی را که دوست می دارد برای مغازه اش نداشته باشد؟ جک با مزه ای است، نه؟ اما من می شناسم،  من می دانم نام آن دیار کهن را؛ “ایران”

“همراه شو عزیز”

و تو روشنفکر ایرانی! تا نامی از فعال قومی و هویت طلب برده می شود  ذهنت می رود به تجزیه و چند پارچه شدن ایران. چرا نمی خواهی یکبار هم شده چشمانت را باز کنی و بیناییت را بازیابی، تا ببینی در دنیای امروز چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و تو کجای کاری؟ چرا نمی خواهی یکبار برای همیشه حسابت را از حاکمیت گستاخ و مرتجع ایران تسویه کنی و پا به پای من ترک، من کرد، من عرب و من بلوچ فریاد زنی حق قومی مرا و چرا به جای لذت بردن از تنوع قومی و فرهنگی مرا به نقطه ای می بری که پایانش تنفر و جنگ باشد.

در این مقال فرصتی نیست برای آوردن هزاران هزار دلیل تا بدانی به گزاف نگفته ام آنچه گفته ام. تو می دانی همین دیشب دوباره انسانی پشت نرده های بلند اوین به اسارت برده شد؟ می دانی مادری را با فرزندانش دستبند و چشمبند زده اند - هر چند که بعد از چند ساعتی آزادشان کرده اند -؟ تو می دانی جرمشان چیست و به کدامین گناه ناکرده دربند و اسیرند؟ تو می دانی زبان چیست؟ فرهنگ چیست؟ هویت چیست؟ می دانم که حتما می دانی اما یا نمی خواهی اعتراف به دانستن کنی یا خسته ای یا ملتی را چونان همیشه به تمسخر گرفته ای؟

و اما تو آقای حاکم!

دیروز صدها و هزاران نفر را از مردمانم به اسارت بردی، شکنجه کردی، توهین و تحقیرشان کردی و گستاخیت تا بدانجا رسید که در روز روشن به اسلحه ات تکیه کردی تا بگویی قدرتمندی و توان کشتن دهها نفر را در روز روشن داری - کشتار مربوط به قیام مردم آذربایجان در جریان کاریکاتور روزنامه ایران به ویژه در سولدوز و کشتن یکی از فعالان قومی در تبریز هنگامی که بر موتور سیکلت خود سوار بود - و امروز باز روز از نو و روز از نو؛ علیرضا صرافی، حسن راشدی، اکبر آزاد، مهدی نعیمی اردبیلی، عباس نعیمی خویی، اووچو (صیاد محمدیان) قوشاچایلی، فرهاد رضایی قوشاچایلی، محمد عباسپور، یوسوف هشیار، حسین حیدری، سعید موغانلی، شهباز ابراهیم نژاد و حسن رحیمی اینان را دستگیر می کنی و دستبند می زنی که چه؟ که بگویی زور داری و قدرتمندی و قلدر؟ نه تو هیچکدامشان را نداری که پوچ و خالی و تهی هستی که اگر نبودی از یک مراسم افطار چنین بر خود نمی لرزیدی و چنین زنجیر و دستبند به آزاد اندیشانی چون صرافی ها نمی زدی. تو ترسویی بیش نیستی. بهتر است باز ارجاعت دهم به گذشته آن هم گذشته ای نه چندان دور به سی سال پیش که با یال و کوپالی پوشالی و به عاریت گرفته از سرمایه داری جهان پا از پلکان هواپیمایی به زمین نهادی و در گورستانی سخن گفتن آغاز کردی که به حق لیاقتی جز آنجا را نداشتی. یادت هست از ترس و بزدلیت دست به چه کارهایی که نزدی؛ در هر روز خدا صدها نفر را به جوخه اعدام بستی و دیدی که از چشم جهانیان دور نماند شروع کردی به نوع دیگری از بازی های بچه گانه ات و همه ملت ایران را انداختی به جان هم حالا هم وراث خلف تو آن می کنند که تو کردی تا راحت و آسوده باشی که راهت ادامه دارد! از چپ ها و فدائیان و اقلیت و اکثریت و راه کارگر و… که عبور کردی شروع به تسویه حساب های داخلیت کردی و همزمان شمشیر قدرتت را بر جسم و روح شاعران و نویسندگان و روزنامه نگاران میهن کشیدی، دانشجو را به جای حمایت در دانشگاه در زندان اوین چماق زدی، به جای اصلاح قانون غلط و مرتجعانه ات زن را به باد توهین گرفتی و روانه زندانش کردی، به جای به رسمیت شناختن سندیکاهای کارگری شلاق و شکنجه و زندانت را به آنان نشان دادی، به جای شنیدن صدای به حق معلمی که از فرط گچ خوردن دیگر فریادی از گلویش بیرون نمی آمد صدایش را در نطفه خفه کردی و حالا امروز نوبت رسیده به آن که فریاد می زند و می گوید:” هارای هارای من تورکم “. آری آقای قاضی و آقای حاکم و آقای ستاره به دوش مفتخر به زور بازویت هر آنچه زور ساختگی تو بیشتر صدای واقعی من رساتر و فریاد من بلندتر خواهد شد تا به زبان نفهمانی چون تو بفهمانم که من ترکم و به زبان و فرهنگ و هویتم افتخار می کنم، من فرزند ستار خان و باقر خان و بابکم، من زائیده سهند و ساوالانم، من بزرگ شده تبریز و زنجان و ارومیه و اردبیلم، من میهنم را دوست دارم حتی اگر تو بخواهی شلاقم زنی و زندانم افکنی اما میهنم را با زبان و هویت و فرهنگم می ستایم و امروز پر قدرت تر از هر روز دیگر فریاد می زنم که چاره ای نداری جز آزادی رفقای در بندم و من امروز رساتر از هر روز دیگر فریاد می زنم علیرضا صرافی را، حسن راشدی را، اکبر آزاد را، مهدی نعیمی اردبیلی را، عباس نعیمی خویی را، اووچو (صیاد محمدیان) قوشاچایلی را، فرهاد رضایی قوشاچایلی را،محمد عباسپور را، یوسوف هشیار را،حسین حیدری را، سعید موغانلی را، شهباز ابراهیم نژاد را و حسن رحیمی را.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 
 

بر اساس اخبار واصله ازشهرستان ماکو دو نفر از فعالین سیاسی حرکت ملی آذربایجان جنوبی به تحمل حبس محکوم گردیده اند.
آقای علی حسين نژاد اصل– ساوالان- به جرم فعالیتهای سیاسی – پان ترکیستی و حمایت از تشکیلات گاموح از سوی دادگاه انقلاب شهرستان خوی به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم شده و همچنین یک دستگاه کامپیوتر متعلق به وی نیز توسط رژیم ظبط گردیده است.
فعال دیگر آقای محمد نصیری می باشد که وی نیز به جرم فعالیتهای هویت طلبانه از طرف دادگاه انقلاب خوی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود که چندی پیش توسط عمال رژیم
دستگیر و جهت تحمل حبس شش ماهه به زندان مرکزی شهرستان ماکو انتقال گردید.ضمنأ آقای صابر بیت الهی یکی دیگراز فعالین حرکت ملی آذربایجان جنوبی از طرف دادگاه انقلاب خوی به جرم فعالیتهای سیاسی و پان ترکیستی احظار شده است که مهر ماه در دادگاه مذکور برای چندمین بار محاکمه خواهد شد، البته آقای بیت الهی دو سال قبل بر اساس حکم صادره دادگاه انقلاب خوی به چهار سال حبس تعلیقی محکوم شده بود و این بار نیز رژیم پرونده جدیدی را برای وی گشوده است.

نمونه حکم صادره دادگاه انقلاب خوی در زیر قابل مشاهده است:

به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی آذربایجان

 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 

آذربايجان  اويرنجي حركاتي: شنیده ها حاکی است فراز زهتاب دانشجوی بازداشت شده دانشگاه تبریز، دچار بیماری شدیدگوارشی و تنفسی در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز شده است. بطوریکه از ناحیه روده، معده و ریه شدیداً رنج می برد و احتیاج سریع به درمان و معالجه دارد. گفتنی استفراز زهتاب در تاریخ 27/4/87 به همراه دو تن از دانشجویان دانشگاه تبریز (بنام هایآیدین خواجه ای و سجاد رادمهر) در جلوی دانشگاه تبریز توسط عوامل امنیتی دستگیرشده و اکنون 46 روز است در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز در سلول انفرادی زندانیو تحت شدیدترین بازجویی ها و فشارهای جسمی و روانی می باشد. لازم به ذکر است خانواده فراز زهتاب شدیداً نگران وضعیت سلامتی وی بوده و مادر  فراز در اثر فشارهای شدید عصبی و نگرانی از وضعیت فرزندش، دچار بیماری وخیم ریوی و قلبی شده است بطوریکه اکنون در بستر بیماری افتاده و تحت نظر پزشک می باشد.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 
بيانيه دانشجويان آذربايجاني 8 دانشگاه تهران در محكوميت دستگيري هاي اخير دانشجويي


 

آذربايجان  اويرنجي حركاتي: در ماههاي اخير هر روزه خبر دستگيري هاي دامنه دار دانشجويي تيتر سايت ها و گاها نشريات مي شود. هر چند تضييع حقوق دانشجويان و فضاي رعب و وحشت از سايه مهرورزي رژيم شامل حال همه دانشگاههاي كشور بوده است اما دانشگاههاي زنجان، سهند و تبريز وضعيت ويژه اي داشته اند. از نظر اكثر فعالين دانشگاهي در بين دانشگاههاي كشور دانشگاههاي آذربايجان و بويژه دانشگاه تبريز سرزنده ترين و فعال ترين دانشگاه هاي كشور بوده اند كه در آنها جنبش دانشجويي عليرغم دستگيري ها و محروميت ها همچنان در حال رشد و گسترش مي باشد. در طي يك سال اخير در دانشگاه تبريز دهها تن به كميته انظباتي فراخوانده شدند، 4 تن از دانشجويان بعنوان دانشجويان ستاره دار از تحصيل محروم شده و اخيرا 6 تن ديگر از دانشجويان روانه زندان شده اند. خبرها حكايت از ادامه تهديد دانشجويان و خانوداه هاي آنها به دستگيري در روزهاي آتي دارد.
ما دانشجويان آذربايجاني دانشگاههاي تهران با محكوم كردن برخوردهاي صورت گرفته همراهي و همفكري خود را با انديشه ها و آرمان هاي دانشجويان هويت طلب دستگير شده اعلام مي داريم. از خود و از تمام فعالين سياسي مي پرسيم كه تا كي تنها اقدام ما ماهيت واكنشي خواهد داشت؟ آيا تنها كارهاي روزانه ما در انعكاس نسبي اخبار دستگيري ها دردي را درمان خواهد كرد؟ آيا زمان اقدامي متحد فرا نرسيده است؟ آيا دانشگاههاي تهران وظيفه خود را در روزهايي كه دانشگاههاي آذربايجان و بويژه تبريز روزهاي سختي را سپري مي كنند انجام مي دهند؟ آيا ما وظيفه اي در قبال آرمان هاي همفكرانمان نداريم؟
روزهاي آينده و بخصوص مهرماه مي تواند روزهايي تعيين كننده باشد. همه بايد خود را براي اقدامي هماهنگ با تمام جنبش هاي دانشجويي در همه دانشگاهها آماده نماييم.
جمعي از دانشجويان آذربايجاني


 

 دانشگاههاي تهران، اميركبير


 

، تربيت دبير رجايي


 

، علامه طباطبايي،


 

 علم و صنعت،


 

 انقلاب اسلامي،


 

 دانشگاه آزاد اسلامي واحد مركز و تهران شمال


 

و تربيت معلم تهران
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 

بازداشت ها ادامه دارد



آذربايجان  اويرنجي حركاتي: در حالی در آستانه 50- امین روز بازداشت سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب سه دانشجوی هویت طلب تبریز به همراه مهندس داریوش حاتمی هستیم که 22 روز از بازداشت امیر مردانی و 15 روز از بازداشت منصور امینیان و مقصود عهدی دیگر دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز می گذرد که دستگیری و تهدید فعالین دانشجویی ادامه دارد.



مجید ماکویی دانشجوی هویت طلب دانشگاه مالک اشتر اصفهان آخرین مورد دستگیری دانشجویان هویت طلب است. مجید ماکویی 10 شهریور ماه پس از تفتیش خانه پدریش در خوی دستگیر شد. همچنین چندین دانشجوی هویت طلب از دانشگاه تبریز و از سایر دانشگاه های کشور نیز تهدید به دستگیری شده اند.



و نیز خبر های رسیده از سه دانشجوی اول دستگیر شده ی تبریز موجب نگرانی هایی گشته است.



فراز زهتاب در حالی یکشنبه 10 شهریور ماه پس از 21 روز با خانواده خود تماس تلفنی داشته است که اخبار ناخوش آیندی از وضعیت عمومی او منتشر می شود. بیماری های تنفسی و ریوی او که طی 50 روز زندان انفرادی بر وی عارض شده است نیاز درمان فراز را مبرم ساخنه است. ولی تاکنون نهاد های امنیتی در جواب درخواست های خانواده فراز از اجازه درمان امتناع کرده اند.



همچنین گرفتگی حاد صدا و سرفه های پی در پی در آخرین تماس تلفنی امیر مردانی نیز نشان از وضعیت نه چندان خوب وی دارد. نهاد های امنیتی در جواب اعتراض خانواده امیر راجع به علت این امر، هیچ پاسخی نداده و عنوان کرده اند "امیر با ما همکاری نمی کند"



مقصود عهدی دیگر فعال دانشجویی بازداشت شده نیز در آخرین تماس تلفنی خود با خانواده جملات بر زبان رانده خود را بسیار "آهسته و بریده بریده" بیان کرده است که موجب نگرانی هایی بابت "درد در قفسه سینه" وی به وجود آورده است. این درد ممکن است از ضربه های وارده بر او حین شکنجه و بازجویی حاصل شده باشد.



با توجه به موارد فوق و مدت طولانی بازداشت دانشجویان تبریز علاوه بر اینکه هیچ زمزمه ای مبنی بر آزادی آنان به گوش نمی رسد بلکه تماس های تلفنی آنان نیز محدود تر شده و اجازه ملاقات حضوری نیز برای خانواده دانشجویان در بند وجود ندارد.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 
پرچم آذربایجان جنوبی در هنرستان هاشمی مرند که هم اکنون حوزه ی امتحانی هنرجویان می باشد به اهتزاز در آمد.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط Mishow  | 
 
  بالا